ندای حق برابری بود.
و فراوانی برابری نمی آورد...
برادری برابری نمی آورد...
حتی برابری ، برابری نمی آورد
جهل اما ،،
توانست.
و بزرگ ترین فریضه ی انسان شد.
چرا که تنها جهل را یارای به خاک افکندن ِ اسطوره ی انسان بود
و زنانگی
ـ آن جادوی کهن ـ
که طلسم ِ جاودانگی تمام خدایان بود.
.
پس افساری شد جهل
ریسمانی بر نازکای گردن ِ خدای زنانی جسور
که پستان هاشان شهد ِ شهوت بود
و تمنای اندام ِ پرنازشان
عبادتی ابدی...
ما ،،
مجوسان ِ مقهوریم
الله مجیرمان زمالیات داد ،
مجاب ِ حق شدیم!
و ندای حق ،
عدالت بود..