بر ما گرویدن دشوار نیست
کافیست اندام پرگناهت را،
چون عضو چلاسیده ی بیوه ی پاکدامن ِ چهل و دو ساله ای
آب بکشی.
و خاک ِ توبه از هر آزادی به سر بریزی.
کافیست دوری کند ،
چشمت از هر نگاه ِ بی اعتنا
ذهنت از هر شک ِ فهیم
و شعورت ،از تقلای زایل نشدن.
کافیست ایمان بیاوری ،
و بدانی که ما همه بنده ی خداییم
و خواهر و برادر ِ یک دیگر
خشتک هامان را گشاد می کنیم
و چکمه هامان را می بُریم
تا ذهن ِ بیمارمان لای پای یکدیگر نلولد
و از هر گناه بری باشیم.
خواهران ،، برادران ،،
بر ما بگروید و بچشید
لذت ِ عبادت و خویشتن داری ،
و خود فروشی به شرط ِ مُتعه* را
بر ما بگروید و چون خون ِ مسمومی
به جان ِ فرزندان و فرزندان ِ فرزندانتان بیندازید
این طاعون
این آفت
این ملخ ِ چاق و کریه و پر اشتها را
که تخم ِ انسانیت از ناکجای این مرز و بوم ، برکنده است
خواهران ،، برادران !
آهــــــــــــــــــــــــای مردم!!
یا بر ما بگروید ،
یا به دادمان رسید!
که بر ما گرویدن دشوار نیست ،،
از ما گسیختن اما،
ناممکن است...
* صیغه
** انگشت ِ دین ِ الهی ، در مقعد ِ اهالی
انگشت ِ وظیفه ی اهالی ،
در مقعد ِ من !
( دیم )